- ایرانگردی, بومگردی, جاذبه های گردشگری

بوم‌گردی، توسعه جوامع محلی و دولت آینده

علی گل گلاب

واژه‌های زیای در گردشگری اختراع شده‌اند اکثرا آنها را به جای هم استفاده می‌کنیم که نباید بکنیم. مثلا این روزها بوم‌گردی واژه جذابی برای گردشگران و بنگاه‌‌های ارائه دهنده خدمات سفر شده است. اسم هر نوع سفر به طبیعت را بوم‌گردی می گذارند اما نیست.
ما با اصطلاحات زیادی سروکار داریم؛ اکوتوریسم، بوم‌گردی، طبیعت‌گردی، گردشگری روستایی، گردشگری سبز، پرنده‌نگری، کویرنوردی، کوهنوردی و… ده‌ها اصطلاح دیگر که در روی زمین و بر اساس طبیعت طراحی و تعریف می‌شوند. این روزها برخی برای اینکه خود را از این دردسرها خلاص کنند از اصطلاح زمین‌گردی استفاده می‌کنند. به هرحال هر چه که از این انواع گردش‌ها وجود دارد بر روی زمین اتفاق می‌افتد. این نام‌گذاری مشکلی را حل نمی‌کند. مگر اینکه بخواهیم شاخه‌ای تخصصی مبتنی بر ژئوتوریسم را مد نظر داشته باشیم که خود شاخه‌ای جذاب است. خود طبیعت در زمین قراردارد کویر و دریا و رود و جنگل و کوه و هر چه که تصور بکنیم بر روی زمین است. این چیزها اگر نگوییم پز برای خالی نبودن عریضه است، چیزی فراتر از این نیست.
منظور از طرح این موضوع، تخطئه این نامگذاری‌ها نیست. چرا که هر کدام از این سفرها ویژگی‌های خاص خود را دارند. حتی گردشگران یک تور هم ممکن است‌ متفاوت ازهم به موضوعات سفر نگاه کند. به هر حال هر کس تجربه‌ وبرداشت خاص خود را دارد.

تنوع موضوعی

واقعیت این است که برخورد با سوژه‌های گردشگری، چیزی فراتر از برخورد با فیل درتاریکی مولانا نیست. هر کسی از ظن خود و بر اساس دانش و تجربه‌اش، این فیل را توصیف می‌کند. مثلا کسی به یک برکه و باتلاق برود با هدف لجن‌درمانی برود و اسم سفرش هم بشود، ‌لجن‌درمانی یا گردشگری سلامت یا توریسم درمانی یا هر چیز دیگری و دیگری هم به همان برکه و باتلاق برود و پرنده نگری کند یا یکی دیگر در آنجا جانورشناسی بکند و آن دیگریدر همان‌جا تجربه‌ای زمین‌شناسانه و ژئومورفولوژیک به دست بیاورد و اسمش را بگذارد ژئوتوریسم.

حتی خود سفر هم با گردشگری همپوشانی کامل ندارد. هرچند که هر جا سفر زیاد اتفاق می افتد، گردشگری هم رونق بیشتر دارد اما بدیهی است که همه می‌دانیم هر سفری، گردشگری نیست.
بر همین اساس است که می‌توان گفت صنعت گردشگری ظرفیت‌های بی‌شماری دارد و به عبارت دیگر، حتی برای برهوت هم می توان تور گردشگری طراحی و اجرا کرد به شرطی که بلد باشیم.
برای این بلد بودن، باید آموزش دید. اصول و پروتکل‌ها را شناخت و بر مبنای ظرفیت‌های مقاصد و جوامع میزبان، نسبت به طراحی تورهای تخصصی اقدام کرد. در حال حاضر روستاها و مناطق زیادی وجود داردن که به معنای واقعی کلمه، جزو مناطق محروم ومتروک هستند اما واقعیت این است که این مناطق، خوشبختانه بکر مانده‌اند و از گزند آسیب‌های زندگی صنعتی و سفرهای تخریبی دورمانده‌اند. شناسایی و کشف ظرفیت‌‌های آنها نه تنها باعث می‌شود محرومیت از چهره این روستاها پاک شود بلکه با حفظ محیط زیست به توسعه پایدار آن جوامع هم منجر شود.
پایان سخن اینکه در قرن جدید جهان از اقتصادی نفتی به سمت اقتصاد بدون نفت حرکت می‌‌کند و دور نیست که در کشور ما نیز این اتفاق بیفتد و نفت نتواند منبع درآمد ما شود. بنابر‌این یک وظیفه همگانی است که برای استفاده از ظرفیت‌های بی نظیر و پایان‌ناپذیر گردشگری برنامه‌ریزی شود.
دولت به‌ویژه دولت جدیدی که امسال برسرکارخواهد آمد باید این وظیفه را در دستور کار و برنامه‌‌های خود قرار دهد که همه بخش‌های اقتصادی راه به توسعه صنعت گردشگری گره بزند.

چرا که اگر گردشگری رونق بگیرد، نه تنها اقتصاد رونق می‌گیرد بلکه از وضعیت فعلی تراکم جمعیت در مرکز و خالی بودن جوامع محلی از سکنه و نیروی کار، نجات پیدا می‌کنیم. ایران با این ثروت عظیم، نباید بیش از این درگیر دوقطبی فقیر وغنی و یا مرکز وحاشیه باشد و تنها راه این است؛ توجه به جوامع محلی وبرنامه ریزی برای توسعه پایدار آن. در این صورت گردشگری، مرکز این برنامه ریزی خواهد بود ونتیجه آن این خواهد شد که ما هم باغ‌های آباد در ده‌کوره‌های متروک امروزی خواهیم داشت و هم زندگی شهری امن و بی حاشیه.

به اشتراک بگذارید

About یاشار محمدی

Read All Posts By یاشار محمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *