- دسته‌بندی نشده

جهانی دیگر در پساکرونا

علی گل‌گلاب: این روزها اوضاع به گونه ای است اگر خدای نکرده در ملاعام کسی عطسه و سرفه اش بگیرد و _ آن چنان که مرسوم است و افتد دانی_ نتواند آن را بی‌صدا رد کند، آدم حس میکند تک تیراندازها از بالای پشت بام‌ها ملاجش را نشانه گرفته اند و همین الان است که مخش را متلاشی بکنند.
این روزها من حتی وقتی که تنهای تنهایم وقتی دچار سرفه یا عطسه ناخواسته می‌شوم، از ترس اینکه خودم از خودم کرونا بگیرم سعی می‌کنم در گلویم صدا خفه کن بگذارم. البته از بس گلویم را تست کرده ام که ببینم صدایم، نفس کشیدنم و ریه هایم به خط و خش افتاده یا نه، راه به راه دچار سرفه می‌شوم، ناخواسته. خدای را سپاس که تاکنون در ملاعام دچار سرفه و عطسه ناگهانی نشده ام، از کرونا ‌تا این لحظه.
یک ضرب المثل چینی می‌گوید اگر دیدی تحت فشار هستی، راحت باش و از زندگی لذت ببر. این ضرب المثل البته با کمی تغییر ذر و اصلش را قطعا می‌دانید.
در گذشته فکر می‌کردم این ضرب المثل یک جوک یا فقط یک طنز و شوخی ست، اما نیست. “راحت باش و لذت ببر” عمق استراتژیکی زندگی در چین است. یک و نیم میلیارد آدم در یک فضای متراکم برای زنده ماندن، هرچه را که امکان بعلیدنش بوده، خورده اند.
و جهان، حکمش این‌گونه است که اول عمل، شکل می‌گیرد و بعد فرمول، فلسفه، قانون و هنجارهای عرفی و اخلاقی آن تئوریزه می‌شوند. این ضرب المثل، تئوریزه کردن سبک زندگی ست، با هدف زنده ماندن.
ابن خلدون اسم این را گذاشته ” تغلب. بر اساس “نظریه تغلب”، قومی بر قومی دیگر غلبه می‌کرد و بعد قانون، حکم و مقرراتش را می نشست و می نوشت. ادبیات و هنر و فلسفه نیز آن را تئوریزه می کرد و به آن مشروعیت می‌داد.
و مارکس، این خدای نظریه پردازی که توانست پته نظام سرمایه داری را روی دایره بریزد، اسم این شیوه زیست بشر را “عمل‌ انسان” می‌نامد. پراکسیس یا عمل انسان یعنی پیش بردن کاری بر اساس هدف مشخص. نوعی عمل که به گفته ارسطو، خود عمل، تبدیل به هدف می‌شود. مارکس به پراکسیس مرجعیت می‌دهد و عمل جمعی یا اقدام مشترک انسان‌ها را مرکز تغییر و ثبات جوامع انسانی می‌داند و مثال می‌زند که انسان با عمل خود چیزی را خلق می‌کند و بعد دچار پرستش آن می‌شود. یعنی پرستش مخلوق توسط خالق. انسان می‌سازد و فکر می‌کند آنچه که ساخته همه مشکلاتش را حل می‌کند. از اینجاست که مخلوق خود را به جایگاه والا میبرد و شروع می‌کند به پرستیدنش.
عمل انسان یا امور مشترک انسان‌‌ها در یک قرن اخیر،‌ لذت بردن بیش از حد از طبیعت و بهره‌کشی از موجودات زنده‌ دیگر و حتی هم‌نوعان خود بود. تولید، ‌فروش و مصرف بر مبنای لذت‌گرایی،‌ جهان را به جامعه مصرفی درهم تنیده و وابسته به هم تبدیل کرد. تنها با این نگرش که همه چیز این جهان برای انسان است و با دانش و فناوری جدیدی که هر روز راز جدیدی از جهان می‌گشاید، هیچ چیز جلودار این نگرش نبود ونیست.
اکنون ویروس کرونا با اوج عالم گیری این نظام فکری، عالم گیر شد و همه آنچه را که در این سالها انسانها رشته بودند پنبه کرد.
اینکه این ویروس حاصل جهش ژنتیکی ست، یک حمله بیوتروریستی ست یا محصول تجاوز بیش از حد انسان به طبیعت و دیگر موجودات زنده زمین، در اصل ماجرا فرق نمیکند. جهان درگیر یک پارادایم جدیدی ست که به عنوان عصر پساکرونا باید از آن نام برد.
ناتوانی نظام پزشکی مدرن، سنتی و اعتقادی در درمان این ویروس، ناتوانی مرزهای سیاسی در برابر این ویروس، ناتوانی دارا و ندار در برابر این ویروس و ناتوانی دیندار و بی دین در برابر آن، تغییرات وسیعی را در نطام فکری انسانها شکل خواهد داد.
کرونا نشان داد که جهان و نقشه هایش(مرزهای سیاسی، طبقاتی، اقتصادی، علمی و اعتقادی آن) نه تنها امن نیست، بلکه ناکارآمد است. و نیز نشان داد که همه چیز طبیعت برای انسان نیست بلکه انسان بخشی از این نظام هستی است. این روزها انسان‌ها به جای اینکه در برابر هم، جنگ جهانی راه بیندازند، درگیر یک جنگ جهانی با ویروسی شده اند که نامرئی ست.
حال، این ویروس می‌تواند انسان‌ها را به دو سوی متفاوت سوق دهد: روی آوردن به سمت سلاحهای نامرئی برای نابودی همدیگر یا نشستن متمدنانه بر سر سفره زمین بدون خوی تغلب.
امید بر این داریم که بعد از کرونا، جهان جای بهتری برای زیستن باشد و اگر بمانیم، این بهتر بودن را ببینیم.

به اشتراک بگذارید

About یاشار محمدی

Read All Posts By یاشار محمدی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *